الشيخ محمد هادي معرفة (مترجم: ايروانى)
176
التفسير الأثرى الجامع (تفسير اثرى جامع) (فارسى)
شايسته بود كه از سخن گفتن در اين باره خوددارى كند . » « 1 » بنابراين شيخ مفيد جواز اعتماد بر اخبار واحد را به صورت مطلق ، ردّ نكرده ، بلكه تنها ، تكيه بر آنها را بدون ارزيابى و بررسى ، ردّ كرده است ؛ به ويژه براى كسى كه اهل آن نباشد . از اين روست كه او ، خود ، در همان كتاب ، بر بسيارى از اخبار واحد اعتماد كرده ؛ چرا كه آنها را شايستهء اعتماد يافته است . همچنين شخصيت بزرگوار ، علم الهدى سيد مرتضى رحمه الله ، تنها اعتمادِ بدون بررسى و بى قيد و بند مشهور بر اخبار واحد را ردّ كرده است « 2 » ، اما اگر خبر سندى استوار داشته و راوى آن ثقه باشد و عقل آن را ردّ نكند يا مخالف ظاهر قرآن نباشد ، منعى از پذيرش آن وجود ندارد ؛ مانند خبر دادن از حوادث و شهرهاى دور دست . علماى شيعه نيز در شرايع و احكام ، بر روايت ثقه اعتماد كردهاند و اين شيوهء آنان ، معروف و حجتى معتبر مىباشد ؛ آنسان كه شيخ در كتابش ، عدة الاصول ، گفته است . « 3 » شيخ نجم الدين ابو القاسم ، محقق حلى ، صاحب كتاب شرايع الاسلام ، تحقيقى دقيق دربارهء ديدگاه سيد و شيخ دارد كه در نهايت ، به گفتهء شيخ مىانجامد . « 4 » استاد بزرگوار آيت اللَّه خوئى رحمه الله از استادش ، محقق نائينى رحمه الله ، نقل كرده كه سخن سيد و در پى او ، شيخ ، دربارهء بى اعتبارى خبر واحد ، در مورد اخبار ضعيف يا سست است ؛ نه اخبارى كه راويان ثقه و مورد اطمينان روايت كردهاند .
--> ( 1 ) . مصنفات شيخ مفيد ، ج 5 ، ص 54 . ( 2 ) . بنگريد به : الذريعة الى اصول الشريعه ، ج 2 ، ص 517 - 555 و رسالهء او در ابطال عمل به خبر واحد ( رسائلشريف مرتضى ، المجموعة الثالثة ، ص 309 ) و فصل دوم از پاسخهاى او به مسائل تبّانيّات ، ص 21 - 29 ( المجموعة الاولى ) . ( 3 ) . بنگريد به : عدة الاصول ، ج 1 ، ص 336 - 367 . ( 4 ) . بنگريد به : معارج الاصول ، ص 140 - 148 .